السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

304

تفسير الميزان ( فارسي )

يا وعده زندگى آخرت رسيد كه بنا به احتمال دوم مراد از آن بطورى كه مفسرين « 1 » گفته‌اند روز قيامت است ، و معناى جمله : * ( « جِئْنا بِكُمْ لَفِيفاً » ) * اين است كه همه شما را ملفوف يعنى دسته جمعى و به هم پيچيده خواهيم آورد . و معنايش اين است كه بعد از غرق فرعون به بنى اسرائيل گفتيم در سرزمين مقدس سكونت كنيد - در حالى كه فرعون مىخواست ايشان را به زور بيرون كند - و گفتيم كه چون روز قيامت شود شما را با هم براى حساب و داورى محشور مىكنيم . بعيد هم نيست كه مراد از وعده آخرت همان قضايى باشد كه راندن آن را در اول سوره ذكر نموده فرمود : « فَإِذا جاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوه أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً » هر چند كه بيشتر مفسرين اين احتمال را نداده‌اند ، ليكن بنا بر اين احتمال صدر سوره با ذيل آن مرتبط مىشود ، و آن وقت مراد از ذيل اين مىشود كه : بعد از غرق فرعون ، به بنى اسرائيل دستور داديم كه در سرزمين مقدس كه فرعون شما را از رفتن به آنجا جلوگيرى مىكرد منزل كنيد و در آنجا باشيد تا وعده ديگر شما برسد ، همان وعده اى كه در آن ، بلاها شما را مىپيچاند و دچار قتل و غارت و اسيرى و جلاى وطن مىشويد در آن موقع همه شما را گرد آورده و در هم فشرده مىآوريم ( و اين همان اسارت بنى اسرائيل و جلاى وطن آنان است كه يكپارچه به بابل آمدند ) . و بنا بر اين وجه ، نكته فاء تفريعى كه بر سر جمله : * ( « فَإِذا جاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ . . . » ) * آمده روشن مىشود و معلوم مىگردد كه چرا جمله مزبور متفرع بر جمله : * ( « وَقُلْنا مِنْ بَعْدِه لِبَنِي إِسْرائِيلَ اسْكُنُوا الأَرْضَ » ) * شده ، در حالى كه بنا بر وجه سابق هيچ نكته اى از اين تفريع به دست نمىآيد . * ( « وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْناه وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَنَذِيراً » ) * . بعد از آنكه از تشبيهى كه گفتيم فارغ گرديد مجددا به بيان حال قرآن و ذكر اوصاف آن برگشته خاطرنشان مىسازد كه قرآن را به همراهى حق نازل كرده و قرآن از ناحيه خداوند به مصاحبت با حق نازل شده ، پس ، از باطل مصونيت دارد ، زيرا نه از ناحيه كسى كه نازلش كرده چيزى از باطل و لغو همراه دارد كه تباهش كند ، و نه در داخلش چيزى هست كه ممكن باشد روزى فاسدش كند ، و نه غير خدا كسى با خدا در آن شركت داشته كه روزى از روزها تصميم بگيرد آن را نسخ نموده و باطل سازد ، و نه رسول خدا مىتواند در آن دخل و تصرفى

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 444 و تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 66 و روح المعانى ، ج 15 ، ص 187 .